حسين قرچانلو

188

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

نزديك اين شهر غرق شده است . « 1 » كانال يا ترعه‌اى كه از زمان باستان بين نيل و درياى قلزم كنده شده بود و از اين شهر قلزم مىگذشت ، در 1899 م پر شد و بدين جهت شهر قلزم نيز از اهميت و اعتبار خود افتاد . « 2 » عيذاب شهر و بندرى است در مصر كه بر ساحل بحر احمر واقع شده است . بلاذرى از بندر عيذاب به دوران خلافت متوكل عباسى و لشكركشى محمد بن عبد الله معروف به قمى به قلعهء شاه بجه ياد كرده است . « 3 » يعقوبى مىنويسد : عيذاب در ساحل درياى شور ( درياى قلزم ) واقع است . مردم از آنجا براى مكّه و حجاز و يمن سوار كشتيها مىشوند و بازرگانان به آنجا مىآيند و طلا و عاج و جز آن را با كشتيها مىبرند . « 4 » اصطخرى مىنويسد : معدن زر در زمين بجه است . از بجه به عيذاب مىروند . « 5 » به نوشتهء مسعودى ، در 302 ق گروهى از مسلمانان و گروه بسيارى از اعراب ربيعه در معدن الذهب و ولايت علاقى و عيذاب مقيم شدند . « 6 » مقدسى مىنويسد : عيذاب ميقات مردم مصر است و هركس از آن سو ( مصر ) مىآيد ، در آنجا احرام مىبندد . « 7 » ناصر خسرو كه در قرن پنجم هجرى در مراجعت از مصر به مكّه ، به عيذاب آمده در وصف اين شهر مىنويسد : در ربيع الاوّل 442 به شهر عيذاب رسيديم ؛ اين شهر بر كنار درياست و مسجد آدينه دارد . باجگاهى است كه از طرف سلطان مصر پانصد مرد ( مرزدار نظامى ) در آنجا هستند . از حبشه و زنگبار و يمن كشتيهاى بازرگانى به آنجا مىآيند و از آنجا كالاها را بر اشتران بار كرده از بيابان ميان عيذاب و أسوان گذشته ، به أسوان مىبرند ؛ و از آنجا با كشتى از راه نيل به مصر ( فسطاط ) مىآورند . « 8 » ادريسى در قرن ششم هجرى مىنويسد : شهر عيذاب بر كنار درياى شورى واقع است . مردمش سياه‌چهره و آب آشاميدنى آنها از چاههاست . از طرف حاكم بجه و حاكم مصر مأمورانى در عيذاب ساكنند كه مالياتها را نصف به نصف تقسيم مىكنند . مأمورى كه از طرف حاكم مصر بر عيذاب نظارت دارد ،

--> ( 1 ) . تقويم البلدان ؛ ص 144 و 157 . ( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ؛ ج 2 ، ص 2075 . ( 3 ) . فتوح البلدان ؛ ص 342 . ( 4 ) . البلدان ؛ ص 114 . ( 5 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 57 . ( 6 ) . مروج الذهب ؛ ج 1 ، ص 381 . ( 7 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 113 . ( 8 ) . سفرنامه ؛ ص 93 .